فلومتر اولتراسونیک یک ویژگی دارد که بقیه ندارند: میتواند بدون هیچ تماسی با سیال و حتی بدون باز کردن لوله دبی را اندازه بگیرد. همین باعث شده هم در اندازهگیری دائمی و هم در بازرسی و عیبیابی موقت، جایگاه ویژهای پیدا کند.
دو سنسور بهصورت مورب روی مسیر نصب میشوند و هر کدام بهنوبت برای دیگری پالس صوتی میفرستد. پالسی که همجهت با جریان حرکت میکند زودتر میرسد و پالسی که خلاف جریان میرود دیرتر. این اختلاف زمان — که در حد نانوثانیه است — مستقیماً با سرعت سیال متناسب است. به این روش Transit Time میگویند.
زیبایی این روش اینجاست که اختلاف دو زمان محاسبه میشود، پس سرعت خود صوت در سیال از معادله حذف میشود — برخلاف سطحسنج اولتراسونیک که کاملاً به آن وابسته است. یعنی تغییر دما یا ترکیب سیال، اثر کمی روی دقت دارد.
کلمپآن سنسورها را از بیرون به لوله میبندد: بدون قطع خط، بدون سوراخ، بدون افت فشار و قابل جابهجایی بین چند نقطه. عالی برای ممیزی انرژی، بررسی عملکرد پمپ و اندازهگیری موقت. اما دقتش به عوامل بیرونی حساس است: جنس و ضخامت دیواره، پوشش و رنگ، کیفیت تماس و ژل کوپلینگ — و در لولههای بتنی یا با پوشش داخلی ضخیم اصلاً جواب نمیدهد.
اینلاین بخشی از خط لوله میشود و سنسورها در فاصلهٔ ثابت کارخانهای قرار دارند. نتیجه: دقت بالاتر، پایداری بلندمدت و بینیازی از تنظیم مجدد. نمونهٔ موجود در فن کنترل: فلومتر التراسونیک کوبولد DUC برای مایعات، و برای کاربردهای فشرده فلومتر مدولار KME.
اگر سیال شما رساناست و بودجه اجازه میدهد، فلومتر مغناطیسی معمولاً دقیقتر و کمدردسرتر است؛ برای بخار و گاز سراغ ورتکس بروید. مرور کل گزینهها در راهنمای انتخاب فلومتر کوبولد.
برای انتخاب، جنس و قطر لوله، نوع سیال و رنج دبی را بفرستید: 021-88850346 و 021-88658508.
قدیمیترین و هنوز پرکاربردترین روش اندازهگیری دبی در صنعت، سادهترین اصل فیزیک را به کار میگیرد: سیال را از یک تنگنا عبور بده و افت فشار را بخوان. چیزی حدود نیمی از اندازهگیریهای دبی در پالایشگاهها و نیروگاههای دنیا هنوز با همین روش انجام میشود — چون ارزان، مقاوم و کاملاً استاندارد است.
وقتی سیال از یک مقطع باریک عبور میکند، سرعتش زیاد و فشارش کم میشود (اصل برنولی). با اندازهگیری اختلاف فشار قبل و بعد از تنگنا، دبی محاسبه میشود. نکتهٔ مهمی که همه باید بدانند: این رابطه خطی نیست، ریشهٔ دوم است. یعنی اگر دبی نصف شود، اختلاف فشار به یکچهارم میرسد — و به همین دلیل دقت این روش در دبیهای پایین بهشدت افت میکند و معمولاً زیر ۳۰ درصد رنج، قابل اتکا نیست.
یک صفحهٔ فلزی با سوراخ دقیق در وسط، بین دو فلنج نصب میشود. مزیتهایش: ارزان، بدون قطعهٔ متحرک، قابل ساخت برای هر سایز لوله و — مهمتر از همه — محاسباتش کاملاً استاندارد شده است (ISO 5167)، پس بدون کالیبراسیون عملی هم میتوان به عددش اعتماد کرد. نمونهٔ موجود: صفحه اوریفیس کوبولد KPL.
عیبش هم روشن است: بخش زیادی از افت فشار ایجادشده هرگز بازیابی نمیشود و این یعنی هزینهٔ دائمی پمپاژ. لبهٔ تیز صفحه هم اگر ساییده یا رسوبگرفته شود، خطا ایجاد میکند.
بهجای بستن مسیر، یک لولهٔ باریک با چند سوراخ در عرض جریان قرار میگیرد و فشار کل و فشار استاتیک را میسنجد. چون مسیر تقریباً باز میماند، افت فشار دائمی بسیار کم است — مزیتی که در کانالهای هوا، دودکشها و لولههای قطر بزرگ (که اوریفیس برایشان گران و پرافت است) تعیینکننده میشود. نصبش هم اغلب Hot-Tap است، یعنی بدون قطع خط. نمونه: لوله پیتوت کوبولد ANU.
اوریفیس و پیتوت فقط «اختلاف فشار» میسازند؛ تبدیل آن به دبی کار ترانسمیتر اختلاف فشار است. مدلهایی مثل اندرس هاوزر Deltabar S PMD75 و روزمونت 3051CD علاوه بر خواندن ΔP، جذر را هم داخل خودشان میگیرند و مستقیم دبی میدهند.
اگر افت فشار برایتان مهم است و بودجه اجازه میدهد، ورتکس یا مغناطیسی جایگزینهای بهتری هستند. برای انتخاب و محاسبهٔ سایز اوریفیس، مشخصات سیال و لوله را بفرستید: 021-88850346 و 021-88658508.