فرایند تولید در ساخت مواد ساینده و فوق ساینده، نیازمند دوز دقیقی از رزین های با ویسکوزیته بالا (مثلا درحد 1500 cP) میباشد. این تصویر یک اسکید دوزینگ را برای چنین کاربردی نشان میدهد. هر اسکید شامل اجزای زیر است: (هرمورد با عدد مربوطه درشکل مشخص شده است)

1) مخزن اصلی
2)مخزن ثانویه با زنگ هشداردهنده برای موقعی که محتوی مخزن
کم میشود،که همیشه محصول به میزان کافی و نیز عدم وجود هوا
در مدار را تضمین میکند
3) شیر دستی برای بستن مدار
4) پمپ پریستالتیک (پمپ غلطکی)
5) فلومتر چرخ دنده ای
6) سوئیچ فشار (جهت اطمینان در برابر فشار بالا)
7) شیر سه راهه (برای حالت دستی یا اتوماتیک عملیات)
8) لوله های خروجی برای جمع آوری دستی محصول

کار دستگاه:
در ویسکوزیته های بالاتر و بسته به نوسانات دما، پمپ پریستالتیک (پمپ جابجایی مثبت که شامل لوله انعطاف پذیر و غلتک می باشد که سیال را از یک طرف لوله به طرف دیگر آن انتقال میدهد) قادر به انتقال سیال به طور کامل نمیباشد. این به این معنی است که بخشی از سیال برمیگردد که در نتیجه منجر به خطا در میزان فلوی نمایشی میشود. علاوه بر این، فشارعملیاتی که توسط پمپ پریستالتیک بجهت سایز کوچک آن ایجاد میگردد، بسیار کم می باشد.
راه حل:
ما می توانیم فلومتر چرخ دنده ای مدل DON با برش ویژه ای در روتورهای آن را ارائه دهیم که قادر خواهد بود افت فشار تا 50٪ را کاهش دهد.
با انتخاب خروجی پالس دوگانه که به صورت اختیاری موجود میباشد، دو خروجی پالس "A" و "B" را فراهم می کند، به طوری که می توان میزان فلوی خالص یعنی تفاضل A و B یعنی "A-B" را به درستی توسط PLC محاسبه نمود. فلوی خالص را نیز می توان با استفاده از نمایشگر الکترونیکی مدلZOK- Z3 با استفاده از یک تبادلگر پالس هم محاسبه کرد . با استفاده از این ویژگیها، میتوانیم تمامی مشکلات مربوط به این کاربرد را حل کنیم و فرایند دوزینگ را برای رزین ها به خوبی انجام دهیم که باعث بهبود تکرارپذیری و کیفیت تمام شده ساینده ها میشود.

فلومترهای چرخ دنده ای مدل DON ، برای اندازه گیری میزان مصرف سوخت در موتورهای دیزلی با استفاده از دو ورودی فلو و تنظیم "A-B" (تفاضل میزان فلوی ورودی به موتور دیزل یعنی "A” و میزان فلوی برگشتی از موتور دیزل یعنی "B”) مورد استفاده قرار میگیرد. برای این منظور، یک جفت فلومترمدلDON با یک عدد نمایشگر دیجیتالی مدل ZOK-Z3 استفاده می گردد تا میزان خالص مصرف سوخت را نشان دهد. کاربرد این سیستم برای فراساحل هم میباشد، چراکه این سیستم اندازه گیری میزان مصرف سوخت، به طور موثری در موتورهای دیزلی کشتی ها و شناورهای کوچک نیز به اجرا درآمده است. مثلا در یک مورد، یک جفت فلومتر از جنس استنلس استیل ( مدلDON-215 برای فلوی تا 550 لیتر در ساعت برای هر فلومتر) و یک عدد نمایشگر دیجیتالی مدل ZOK-Z3 را برای هر موتور استفاده کردیم.
از آنجا که وجود فلومتر یا فیلتر(استرینر)
در خط اصلی ممکن است اختلاف فشار
بالایی را ایجاد کند که منجر به کاهش
سوخت رسانی به موتورگردد، لذا یک
شیر تخلیه فشار در لوله "بای پس
" (لوله ی کنار گذر) برای جلوگیری از
این امر استفاده می گردد. فشار ورودی
بالا، شیر تخلیه فشار را باز می کند و
این اطمینان را ایجاد می کند که یک
میزان ثابتی از سوخت وارد موتور دیزل شود. در برخی موارد،انتخاب گزینه "خروجی پالس" ممکن است به مشتری نیز پیشنهاد گردد.با نصب این سیستم، دریانوردان و ماهیگیران در حال حاضر قادر به نظارت بر میزان مصرف واقعی سوخت خود در هر لحظه هستند و طبق آن، سرعت کشتی را بهینه می کنند. به طور کلی، بازگشت سرمایه ظرف یک ماه امکانپذیر است.
مهندس ارشد ابزاردقیق سعید اشرف
author : Saeed Ashraf
در استعلام ابزار دقیق، بعد از رنج و نوع خروجی، مهمترین سؤال این است: چه چیزی با سیال در تماس است و از چه جنسی ساخته شده؟ انتخاب اشتباه اینجا یعنی تجهیزی که ممکن است در چند ماه از بین برود — یا برعکس، پولی که بیدلیل چند برابر شده است.
فولاد ضدزنگ ۳۱۶ال با مولیبدن، مقاومت خوبی در برابر خوردگی عمومی دارد و در حدود ۹۰ درصد کاربردهای صنعتی — آب، بخار، روغن، هوا و اکثر سیالات فرایندی خنثی — کاملاً کافی است. حرف «L» یعنی کربن پایین که مقاومت جوش را بهتر میکند. تقریباً همهٔ محصولات استاندارد، از ترانسمیتر فشار ویکا S10 تا فلومتر مغناطیسی تمامفلزی کوبولد MIM، با همین جنس عرضه میشوند.
نقطهٔ ضعفش: کلراید. آب دریا، محلولهای نمکی و برخی مواد شوینده باعث خوردگی حفرهای و ترکخوردگی تنشی در ۳۱۶ال میشوند — خوردگی موضعی و نامرئی که ناگهان به سوراخ شدن ختم میشود.
وقتی سیال از توان ۳۱۶ال فراتر میرود، نوبت آلیاژهای نیکل است: هستلوی برای اسیدهای متوسط، محیطهای اکسیدکننده و کلرایددار، و مونل که در آب دریا و اسید هیدروفلوئوریک عملکرد خوبی دارد. قیمت چند برابر میشود، اما در مقایسه با توقف تولید و تعویض مکرر، همچنان اقتصادی است. در فلومترهای مغناطیسی، انتخاب جنس الکترود اغلب مهمتر از بدنه است — چون آن قطعهٔ کوچک است که دائماً با سیال درگیر است.
برای اسیدهای غلیظ و داغ، حتی آلیاژهای نیکل هم دوام نمیآورند. اینجا دو مسیر باقی میماند: تانتالیوم که در برابر تقریباً همهٔ اسیدها بیاثر است (و قیمتش هم همین را میگوید)، یا کنار گذاشتن فلز و رفتن سراغ پوششهای پلیمری.
در فلومترهای مغناطیسی، لاینر PTFE (تفلون) یا PFA یکی از پرکاربردترین راهحلهاست: بدنهٔ فولادی استحکام را میدهد و لایهٔ تفلون داخلی، فلز را کاملاً از سیال جدا میکند. فلومتر مغناطیسی اندرس هاوزر Promag 53P با همین لاینر برای سیالات خورنده ساخته شده است. در دبیهای پایین هم فلوسوئیچ پلیسولفون کوبولد PPS نمونهٔ خوبی از انتخاب پلیمر بهجای فلز است.
گاهی سیال خورنده نیست، اما چسبنده، دوغابی یا کریستالشونده است. اینجا تغییر جنس کمکی نمیکند؛ راهحل دیافراگم سیل (Remote Seal) است: یک دیافراگم انعطافپذیر مستقیم روی خط نصب میشود و فشار را از طریق مایع پرکننده به ترانسمیتر منتقل میکند، بدون آنکه سیال وارد لولهٔ ایمپالس شود. بحث کامل انتخاب ترانسمیتر را در این راهنما نوشتهایم.
ترکیب سیال، دما، فشار و pH را برای ما بفرستید تا جنس مناسب و اقتصادی را پیشنهاد کنیم: 021-88850346 و 021-88658508.
در دنیایی که همهچیز بیسیم و دیجیتال شده، عجیب است که ستون فقرات ابزار دقیق صنعتی هنوز یک جریان الکتریکی ساده بین ۴ تا ۲۰ میلیآمپر است. اما این ماندگاری دلیل مهندسی محکمی دارد.
در یک مدار سری، جریان در تمام نقاط یکسان است. یعنی هر قدر کابل بلند باشد و هر قدر افت ولتاژ داشته باشد، جریانی که ترانسمیتر میفرستد همان جریانی است که کارت ورودی میخواند. اگر سیگنال ولتاژی بود، در ۳۰۰ متر کابل، افت ولتاژ بهسادگی به خطای چنددرصدی تبدیل میشد. همین یک ویژگی، 4-20mA را برای محیط صنعتی بیرقیب کرده است.
چرا بازه از صفر شروع نمیشود؟ چون آنوقت «فرایند در حداقل» و «کابل قطع شده» هر دو صفر میشدند و قابل تشخیص نبودند. با شروع از ۴ میلیآمپر، مقدار حداقلِ فرایند عدد ۴ را میدهد و هر عددی زیر ۳٫۸ یعنی مشکل واقعی: قطعی کابل، خرابی ترانسمیتر یا افت تغذیه. به این ویژگی Live Zero میگویند.
بالای بازه هم همین منطق هست: اکثر ترانسمیترها در صورت تشخیص خرابی داخلی، عمداً جریان را به بالای ۲۱ میلیآمپر (یا زیر ۳٫۶) میبرند تا سیستم کنترل بفهمد این عدد قابل اتکا نیست. روش عیبیابی این حالتها را در مقالهٔ ابزار تکنسین ابزار دقیق نوشتهایم.
محدودیت 4-20mA این است که فقط یک عدد منتقل میکند. HART این را حل کرد بدون آنکه چیزی را خراب کند: یک سیگنال دیجیتال بسیار کمدامنه روی همان جریان سوار میشود، طوری که میانگینش صفر است و روی عدد آنالوگ هیچ اثری نمیگذارد. نتیجه: سیستم قدیمی همان ۴ تا ۲۰ را میبیند و در عین حال میتوان با یک هندهلد یا نرمافزار، به دنیای دیگری دسترسی داشت:
تقریباً همهٔ ترانسمیترهای امروزی HART دارند — از روزمونت 3051S تا اندرس هاوزر Cerabar S PMC71. اگر از این قابلیت استفاده نمیکنید، عملاً بخشی از پولی که دادهاید بلااستفاده مانده است.
نسل بعدی، Ethernet-APL است: سرعت اترنت با ایمنی و تغذیهٔ دوسیمه در محیط انفجاری. این فناوری را قبلاً در دستاورد تازهٔ کرونه در Ethernet-APL معرفی کردهایم. با این حال، 4-20mA به این زودیها بازنشسته نمیشود — سادگی و قابلیت اطمینانش هنوز بیرقیب است.
برای مشاورهٔ انتخاب ترانسمیتر و پروتکل مناسب پروژه: 021-88850346 و 021-88658508.
اندازهگیری سطح آب در چاه عمیق یکی از آن مسائلی است که روشهای معمول در آن ناکام میمانند: رادار و اولتراسونیک در لولهٔ باریک و بلند چاه با انعکاس دیواره درگیر میشوند و نصبشان هم دردسر دارد. راهحل جاافتاده و ساده، پروب هیدرواستاتیک غوطهور است.
یک سنسور فشار کوچک و آببند با کابل تا کف چاه پایین فرستاده میشود. این سنسور فشاری را میخواند که ستون آب بالای سرش ایجاد میکند. چون فشار برابر است با چگالی × گرانش × ارتفاع، از روی فشار میتوان مستقیماً ارتفاع آب بالای پروب را حساب کرد. ساده، بدون قطعهٔ متحرک و مستقل از قطر و شکل چاه.
سنسور، فشار را نسبت به فشار جو میسنجد. پس باید سمت پشت دیافراگم به هوای آزاد راه داشته باشد؛ به همین دلیل داخل کابل این پروبها یک لولهٔ مویین تهویه تعبیه شده است. اگر این لوله مسدود یا مرطوب شود، هر تغییر فشار جو مستقیماً بهصورت خطای سطح ظاهر میشود — و در روزهای طوفانی، عدد بیدلیل بالا و پایین میرود.
راهحل: انتهای کابل حتماً در جعبهٔ اتصال با فیلتر رطوبتگیر (Desiccant) ختم شود و آن فیلتر بهصورت دورهای تعویض گردد. این سادهترین و رایجترین علت «خراب شدن» پروبهای چاه است.
محاسبه بر پایهٔ چگالی ثابت انجام میشود. برای آب، این فرض تقریباً همیشه درست است. اما اگر سیال شما دوغاب است یا غلظتش تغییر میکند، عدد سطح به همان نسبت جابهجا میشود. در چنین شرایطی یا باید چگالی را جداگانه پایش کرد یا سراغ روش دیگری رفت — مقایسهٔ کامل در راهنمای اندازهگیری سطح مخزن آمده است.
برای انتخاب، عمق چاه، بیشترین ارتفاع آب، قطر لولهٔ چاه و نوع سیال را بفرستید: 021-88850346 و 021-88658508.
در صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و آب، بخشی از مشکلات را نمیتوان با تجهیزات حل کرد — راهحلشان شیمیایی است. دو مورد از پرتکرارترینها: سولفید هیدروژن (H2S) که هم کشنده است و هم خورنده، و رسوب معدنی که ظرفیت تولید را آرامآرام میبلعد.
سولفید هیدروژن دو خطر همزمان دارد. اول ایمنی: گازی بهشدت سمی که در غلظت بالا خطر جانی جدی ایجاد میکند — و بدتر اینکه در غلظت زیاد، حس بویایی را فلج میکند و شخص دیگر متوجه حضورش نمیشود. دوم خوردگی: H2S باعث ترکخوردگی تنشی سولفیدی (SSC) در فولاد میشود؛ نوعی خرابی که بدون هشدار قبلی، لوله یا مخزن را میشکند.
اسکونجر مولکولی است که با H2S وارد واکنش شیمیایی برگشتناپذیر میشود و آن را به ترکیبی پایدار و بیخطر تبدیل میکند — برخلاف جاذبها که فقط آن را نگه میدارند و ممکن است بعداً آزادش کنند. اسکونجر H2S مدل ABATE S-200 برای تزریق در جریان گاز یا مایع طراحی شده است.
نکتهٔ کلیدی تزریق: اسکونجر باید تا حد امکان زودتر — نزدیک منبع تولید H2S — و با اختلاط کافی تزریق شود. تزریق در نقطهای که سیال بهسرعت رد میشود، زمان تماس لازم برای واکنش را نمیدهد و بخش زیادی از ماده هدر میرود.
وقتی آب حاوی املاح (کربنات کلسیم، سولفات باریم، سولفات کلسیم) گرم یا فشارش کم میشود، این املاح از حالت محلول خارج و روی سطوح رسوب میکنند. نتیجه در مبدل حرارتی: یک لایهٔ نازک رسوب میتواند انتقال حرارت را بهشدت کاهش دهد و مصرف سوخت را بالا ببرد. در غشای RO: افت شدید تولید. در چاه نفت: کاهش تدریجی و گاهی انسداد کامل مسیر.
ضدرسوب Scale Inhibitor 1100 با پایهٔ پلیمر اکریلیک، با مکانیزمی به نام آستانهای (Threshold Effect) کار میکند: با دوز بسیار کم، هستههای اولیهٔ کریستال را مختل میکند و نمیگذارد رشد کنند. یعنی مقدار کمی ماده، مقدار زیادی رسوب را متوقف میکند — به شرط آنکه پیوسته تزریق شود؛ قطع چند ساعتهٔ تزریق کافی است تا رسوبگذاری از سر بگیرد.
این مواد، مواد شیمیایی صنعتیاند: تجهیزات حفاظت فردی، تهویهٔ مناسب و مطالعهٔ برگهٔ MSDS قبل از کار الزامی است. مخازن ذخیره را از دسترس و از تابش مستقیم دور نگه دارید و هرگز مواد مختلف را بدون تأیید سازنده با هم مخلوط نکنید. در کاربردهای H2S، پایش گاز محیط و آموزش پرسنل بخشی از کار است، نه اختیاری.
برای انتخاب و محاسبهٔ دوز مناسب، آنالیز آب یا گاز و شرایط فرایند را برای ما بفرستید: 021-88850346 و 021-88658508.
وقتی بودجه اجازه بدهد، رادار تقریباً همیشه بهترین انتخاب برای اندازهگیری سطح است: با موج الکترومغناطیسی کار میکند، پس دما، فشار، چگالی، بخار و ترکیب گاز بالای مخزن روی عددش اثر نمیگذارند — دقیقاً همان چیزهایی که اولتراسونیک را ناکار میکنند. اما رادار خودش چند نوع دارد و انتخاب بینشان تعیینکننده است.
هرچه فرکانس بالاتر باشد، زاویهٔ پرتو باریکتر میشود. رادارهای قدیمیتر با فرکانس حدود ۶ گیگاهرتز پرتوی نسبتاً پهن دارند؛ در مخزن بزرگ و خالی مشکلی نیست، اما در مخزن باریک یا شلوغ (نردبان، همزن، لولهٔ داخلی)، پرتو به این اجسام میخورد و اکوی کاذب میسازد.
نسل ۸۰ گیگاهرتز این مشکل را حل کرد: پرتو بسیار باریک، تمرکز انرژی بیشتر و در نتیجه دقت میلیمتری حتی در مخازن پیچیده. آنتن هم کوچکتر شده و روی نازلهای کوچک نصب میشود. نمونهها: رادار ۸۰ گیگاهرتز کرونه OPTIWAVE 1520 و 1540 که قبلاً معرفی کردهایم.
در رادار بدون تماس، موج از آنتن در فضای مخزن پخش میشود. ساده، بدون قطعهٔ داخل مخزن و مناسب اکثر کاربردها: وگا VEGAPULS 61 و اندرس هاوزر Micropilot S FMR530 با آنتن بوقی برای بردهای بلند، و Micropilot FMR57.
در رادار هدایتی (TDR) یک کابل یا میله از بالا تا کف مخزن آویزان است و موج در امتداد آن حرکت میکند. چون انرژی پخش نمیشود، این نوع در سختترین شرایط جواب میدهد: کف سنگین، مخازن بسیار باریک، سیالات با ثابت دیالکتریک پایین (مثل هیدروکربنهای سبک) و حتی اندازهگیری مرز دو مایع (Interface). هزینهاش این است که قطعهای داخل مخزن دارد که در سیال چسبنده رسوب میگیرد.
قدرت اکوی برگشتی به ثابت دیالکتریک سیال بستگی دارد. آب با مقدار حدود ۸۰ بازتاب عالی دارد، اما هیدروکربنهای سبک با مقدار حدود ۲ اکوی بسیار ضعیفی برمیگردانند. برای این سیالات یا باید سراغ ۸۰ گیگاهرتز با حساسیت بالا رفت یا مستقیم TDR انتخاب کرد. قبل از سفارش، حتماً این عدد را برای سیالتان چک کنید.
برای مقایسهٔ رادار با اولتراسونیک و هیدرواستاتیک، راهنمای اندازهگیری سطح مخزن را ببینید. برای انتخاب مدل، ارتفاع مخزن، نوع سیال و شرایط داخلی مخزن را بفرستید: 021-88850346 و 021-88658508.
توزین صنعتی یکی از آن حوزههایی است که همه فکر میکنند ساده است تا وقتی که عدد باسکول با فاکتور نمیخواند. حقیقت این است که لودسل معمولاً مقصر نیست — مشکل تقریباً همیشه از نصب، مهار مخزن یا کابلکشی است.
داخل هر لودسل، یک بدنهٔ فلزی دقیق طراحیشده وجود دارد که زیر بار به مقدار بسیار کم و کاملاً کشسان تغییر شکل میدهد. روی این بدنه، چند استرین گیج (شبکهٔ فویل باریک) چسبانده شده است. کشیده یا فشرده شدن این فویل، مقاومت الکتریکیاش را کمی تغییر میدهد.
این تغییر آنقدر کوچک است که مستقیم قابل خواندن نیست؛ به همین دلیل چهار استرین گیج در یک پل وتستون بسته میشوند تا تغییرات جمع شوند و اثر دما تا حد زیادی حذف شود. خروجی همچنان ضعیف است — معمولاً در حد چند میلیولت بهازای هر ولت تحریک — و به همین دلیل به آمپلیفایر و نمایشگر مخصوص نیاز دارد.
نمونهٔ موجود در فن کنترل: لودسل فشاری زلو ASC2-30t با ظرفیت ۳۰ تن، از نوع فشاری (Compression) که برای توزین مخازن، سیلوها و باسکولهای سنگین به کار میرود.
دقیقترین روش، کالیبراسیون با وزنههای استاندارد است: صفر را با مخزن خالی بگیرید و سپس با وزنهٔ معلوم (ترجیحاً حداقل ۵۰ درصد ظرفیت) نقطهٔ اسپن را تنظیم کنید. اگر امکان وزنهٔ فیزیکی نیست، روش جایگزین پر کردن با مقدار معلوم مایع است — که خودش نیازمند یک فلومتر جرمی دقیق است.
در مخازنی که سیال کف میکند، چسبنده است یا چگالیاش مدام تغییر میکند، اندازهگیری سطح جواب دقیقی نمیدهد. اینجا توزین یک مزیت اساسی دارد: مستقیماً جرم را میدهد، بدون آنکه به خواص سیال کاری داشته باشد — و هیچ قطعهای هم داخل مخزن نمیرود. برای مقایسه با روشهای دیگر، راهنمای اندازهگیری سطح مخزن را ببینید.
برای انتخاب لودسل، ظرفیت، تعداد نقاط تکیهگاه و نوع کاربرد (مخزن، باسکول یا هاپر) را بفرستید: 021-88850346 و 021-88658508.